الفيض الكاشاني

207

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

حالى كه دو فرشته محافظ او حساب آنها را نگه مىدارند . أَحْصاهُ اللَّهُ وَ نَسُوهُ « 1 » . مرابطهء چهارم مجازات نفس در برابر كوتاهيهاى آن است ( 1 ) چنانچه نفس خود را محاسبه كند ليكن او از ارتكاب گناه و كوتاهى نسبت به حقوق الهى باز نايستد نبايد او را به حال خود واگذارد چه هرگاه او رها شود ارتكاب گناه برايش آسان مىشود ، و به آن خو مىگيرد و در نتيجه باز داشتن او از معصيت بسيار دشوار مىگردد و همين امر سبب هلاكت او خواهد شد . بلكه بايد نفس سركش را مجازات كند ، و در آن هنگام كه به سبب شهوت نفس لقمهء شبهه‌ناكى مىخورد با گرسنگى شكم را عقوبت دهد ، و هرگاه به صورت نامحرم نگاه كند با منع نگاه چشم را به مجازات برساند . همچنين هر عضوى از اعضاى بدنش را با منع از شهوتى كه دارد مورد تنبيه قرار دهد . آرى روش سالكان طريق آخرت به همين گونه بوده است . از طلحه نقل شده كه گفته است : روزى مردى جامه از تن بيرون آورد و در ميان ريگهاى داغ شروع به غلتيدن كرد ، و به خود مىگفت : اين را بچش كه گرماى دوزخ از اين سخت‌تر است ، آيا رواست در شب مردارى و در روز بيكاره‌اى باشى . در اين ميان پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله را ديد كه در سايهء درختى آرميده است . نزد آن حضرت آمد و گفت : نفس بر من چيره شده است ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به او فرمود : « آيا از آنچه كردى تو را چاره‌اى نبود ، آگاه باش خداوند درهاى آسمان را به روى تو گشوده و به تو بر فرشتگان مباهات كرده است » ، سپس به اصحابش فرمود : « از برادرتان توشه برداريد » ، و هر يك از آنها به آن مرد گفت : اى فلان برايم دعا كن ، اى فلان برايم دعا كن ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « براى همهء آنان دعا كن » . آن مرد گفت : خداوندا ! پرهيزگارى را توشهء آنها قرار ده ، و بر راه راست آنها را گرد آور ، و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىفرمود : « بار خدايا ! او را بر راه راست ثابت بدار . » آن مرد گفت : خداوندا ! بهشت را جاى بازگشت آنها قرار ده « 2 » . مىگويم : اين حديث از طريق خاصه ( شيعه ) روايت و با اختلاف الفاظ در كتاب خوف نقل شده است « 3 » .

--> ( 1 ) مجادله / 6 : . . . اعمالى كه خداوند آنها را احصا كرده و آنان فراموش كرده‌اند . ( 2 ) كتاب محاسبة النفس ابى الدنيا از روايت ليث بن ابى سليم از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و اين حديثى منقطع يا مرسل است ، المغنى . صدوق به سند خود از ليث بن ابى سليم آن را روايت كرده و گفته است : از مردى از انصار شنيدم كه مىگفت . . . مجالس الصدوق مجلس پنجاه و چهارم . ( 3 ) ج 7 ، ص 308 .